تبلیغات
کویر

کویر
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
آدمی بوی مرگ را که می شنود صمیمی می شود
بر بستر احتضار هر کسی "خودش" است .وحشت مرگ او را چنان سراسیمه می سازد که مجال تظاهر نمی ماند
حادثه چنان بزرگ است که بزرگان همه کوچک می شوند.

دکتر علی شریعتی / کتاب روش شناخت اسلام / صفحه 112



طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: بوی مرگ، وحشت مرگ، علی شریعتی، دکتر علی شریعتی، شریعتی، دکتر شریعتی، روش شناخت اسلام، کتاب روش شناخت اسلام، بزرگان همه کوچک،
[ پنجشنبه 17 فروردین 1391 ] [ 11:00 ق.ظ ] [ صیاد ]
این نسل حق دارد که مرا دشنام دهد، از خشم بر چهره من پنجه کشد
 با ناخن‌هایش پوست صورتم را بخراشد
 اما حق ندارد آنچه را در عشق به آزادی گفته‌ام و نوشته‌ام به جز عشق به آزادی نسبت دهد

دکتر علی شریعتی
مجموعه آثار33 / گفتگوهای تنهایی / ص125



برچسب ها: دکتر علی شریعتی، علی شریعتی، شریعتی، مرا دشنام دهد، این نسل حق دارد، عشق به آزادی، مجموعه آثار، گفتگوهای تنهایی، دکتر شریعتی،
[ سه شنبه 8 آذر 1390 ] [ 08:01 ب.ظ ] [ صیاد ]
دکتر علی شریعتی :

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود،

دوم اینکه سیگار می کشید .

و سوم  که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :

زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم.

و تازه فهمیدم که...
خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند ممکن است در خودش بوجود آید.



طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: شریعتی، علی شریعتی، دکتر علی شریعتی، کلاس پنجم که بودم، کچل بود، سیگار می کشید، در آن سن و سال، زن داشت، ممکن است در خودش بوجود آید، حكایتی از زبان دکتر علی شریعتی،
[ یکشنبه 29 خرداد 1390 ] [ 11:16 ق.ظ ] [ صیاد ]
هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .


و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .


و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...


و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .



و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد .
و خدا گمشده ای داشت ...

علی شریعتی



طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: و خدا تنها بود، دلیل بودن تو، علی شریعتی، دكتر شریعتی، سخنان فلسفی، اشعار دكتر علی شریعتی، نوشته های دكتر علی شریعتی، شریعتی، دكتر علی شریعتی، جملات عاشقانه دكتر، علی شریعتی جملات عاشقانه نامه های عاشقانه اشعار و نوشته های دكتر شریعتی،
[ پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ صیاد ]


ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر بکنم تا اینکه در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر بکنم!
(دکتر علی شریعتی)

وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها می كند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
(دکتر علی شریعتی)

چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كویر است.
(دکتر علی شریعتی)

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد.
(دکتر علی شریعتی)

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری.
(دکتر علی شریعتی)

شاید نشود به گذشته بازگشت و یک اغاز زیباساخت,ولی می شود هم اکنون اغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت.
(دکتر علی شریعتی)

خدایا چگونه زیستن را تو به من بیاموز ،
چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
(دکتر علی شریعتی)

آنان که عشق را در زندگی مردم جانشین نان کرده اند فریبکارند و اسم این فریبکاریشان را زهد گذاشته اند
(دکتر علی شریعتی)


ساعت ها را بگذارید بخوابند , بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست!!
(دکتر علی شریعتی)

در زندگی آن چنان باش که انانکه خدا را نمی شناسند تو را که می شناسند خدا را بشناسند
( دکتر علی شریعتی )

ما بیشتر به ستایش علی پرداختیم نه آشنایی با علی
( دکتر علی شریعتی )


زنی که زیبایی اندیشه پیدا کرده باشد زیبایی بدنش را نشان نمیدهد.

( دکتر علی شریعتی )

خدایا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنچنان بمیرانم که شاد نشود دلی از نبودنم.
( دکتر علی شریعتی )


رقت بارترین منظره ای که مرگ را نیز می گریاند.
التماس یک گرگ؟!
ناله عاجزانه یک شیر؟!
نه……
گریستن یک مرد………
(دکترعلی شریعتی)

سرنوشت تو متنی است که اگر ندانی دست های نویسندگان، اگر بدانی ، خود می توانی نوشت.
(دکترعلی شریعتی)




طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: دکترعلی شریعتی، فلسفی، سخنان جالب، سخنان فلسفی، نوشته های دكتر علی شریعتی، جمله های عاشقانه دکتر علی شریعتی، اشعار دكتر علی شریعتی، شریعتی، دكتر علی شریعتی، جملات عاشقانه دكتر علی شریعتی، جملات عاشقانه، نامه های عاشقانه، اشعار و نوشته های دكتر شریعتی،
[ یکشنبه 21 فروردین 1390 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ صیاد ]

حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد!
(دکترعلی شریعتی)

از انسانها غمی به دل نگیر
زیرا خود نیز غمگینند! با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند!
زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.
پس دوستشان بدار حتی اگر دوستت نداشته باشند!
(دکترعلی شریعتی)

هنگامی که به دنیا میایی همه می خندند درحالیکه تو گریه میکنی زندگی را چنان بگذران که وقتی در رز مرگت همه می گریند تو تنها کسی باشی که می خندی!!!!!!!!
( دکتر علی شریعتی )

هر وقت خواستی درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنی ابتدا چند روزی کفش ها ی او را به پا کن!!!
( دکتر علی شریعتی )

من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهاییم.
( دکتر علی شریعتی )

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.
( دکتر علی شریعتی )


چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.
( دکتر علی شریعتی )

دنیا را بد ساختند
کسی را که دوست داری دوستت ندارد
کسی که تورا دوست دارد تو دوستش نداری
و در حالی که هر دو همدیگر رو دوست دارید
به رسم وآیین زندگانی به هم نمیرسید و این رنج است
زندگی یعنی این
(دکتر علی شریعتی)

آنهایی که میفهمند عذاب میکشند آنها یی که نمی فهمند عذاب می دهند.
( دکتر علی شریعتی )

انروز که همه دنباله چشمانه زیبا هستند تو به دنباله نگاه زیبا باش
(دکتر علی شریعتی)

خدایا ازعشق امروزمان برای فردایی که فراموش می کنیم عاشق بوده ایم قدری کنار بگذار” به قدر یک مشت “به قدر یک لبخند”تا فراموش نکنیم که عاشق بوده ایم”تاعاشق بمانیم وعاشق بمیریم
( دکتر علی شریعتی )

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند – ستایش کردم ، گفتند خرافات است – عاشق شدم ، گفتند دروغ است – گریستم ، گفتند بهانه است – خندیدم ، گفتند دیوانه است – دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
( دکتر علی شریعتی )

همه چیز در جهان برای بودن ادمیست و درد این است که بودن خود برای چیست؟
چه خنده اورند انها که بودن خویش را در جهان ابزار چیزی کرده اند که خود ابزار بودن انها است.
( دکتر علی شریعتی )

با شیطان هم داستان شده ام تا در مقابل هیچ انسانی سر تعظیم فرو نبرم!!!
( دکتر علی شریعتی )

در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست ، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است.
( دکتر علی شریعتی )

هیچ تدبیری را قدرت تغییر تقدیر نیست.درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان هم خطور نکرده است
(دکتر علی شریعتی)

قرنها نالیدن بس است… می خواهم فریاد بزنم
اگر نتوانستم ، سکوت می کن.
(دکتر علی شریعتی)




طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: جمله های عاشقانه دکتر علی شریعتی، اشعار دكتر علی شریعتی، نوشته های دكتر علی شریعتی، شریعتی، دكتر علی شریعتی، جملات عاشقانه دكتر علی شریعتی، جملات عاشقانه، نامه های عاشقانه، اشعار و نوشته های دكتر شریعتی، سخنان فلسفی،
[ دوشنبه 15 فروردین 1390 ] [ 07:51 ب.ظ ] [ صیاد ]
من رقص دختران هندی را به نماز پدرم و مادرم ترجیح می دهم زیرا رقص آن ها از روی عشق است اما نماز پدر و مادرم از روی عادت!!!

روزگاریست که شیطان فریاد میزند آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد!!

مردان در صید عشق تا وسعت نامتناهی نامردند , گدایی عشق می کنند تا وقتی که بدان نرسیده اند
و وقتی به آن رسیدند در کمال مردانگی نامردی خود را به جای می آورند!!!

مرا کسی نساخت ، خدا ساخت
نه آنچنان که کسی می خواست ، که من کس نداشتم
کسم خدا بود ، کس بی کسان.

خداوندا ... مگذار آنچه را که حق می دانم به خاطر آنچه که بد می دانند کتمان کنم!!!

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت!!!

نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست…

با خود فکر می کنم چگونه است که ما در این سر دنیا عرق می ریزیم و وضعمان این است و آنها در آن سر دنیا عرق می خورند و وضعشان آن است …
نمی دانم ! مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ؟
( دکتر علی شریعتی )

گاهی گمان نمی کنی اما می شود،گاهی نمی شود نمی شود که نمی شود،گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است،گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود،گاهی گدای گدایی و بخت نیست گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود…
( دکتر علی شریعتی )

شهید انسانی است که در عصر نتوانستن و غلبه نیافتن ، با مرگ خویش بر دشمن پیروز می شود و اگر دشمنش را نمی کشد رسوا می کند.
(دکترعلی شریعتی)

ضعف و یأس ! هرگز! این دو فرزند نامشروع زوجی است که در آن ، پدر « کفر » است و مادر « خودخواهی »
(دکترعلی شریعتی)

آنچه میخواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمیخواهیم ٬ آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم ٬ و عجیب است هنوز امیدوار به فردائی روشن هستیم ساعتها را بگذارید بخوابند . بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست.
(دکترعلی شریعتی)

پیروزی یکروزه به دست نمی آید ، اما اگر خود را پیروز بشماری ، یکباره از دست میرود
(دکترعلی شریعتی)

چرا می آسایی ؟ تا بتوانم کار کنم! چرا کار می کنی؟ تا بتوانم بیاسایم. تولید برای مصرف و مصرف برای تولید .انسان امروز چه می کند ؟ این همه رنج و تلاش سرسام آور برای چیست؟ برای تهیه وسایل آسایش .
آسایش زندگیش فدای ساختن ِ وسایل آسایش زندگی
(دکترعلی شریعتی)

خدایا به هر کس که دوست می داری بیاموز ” عشق” از “زندگی کردن” بهتر است.
و به هر کس که بیشتر دوست می داری، بچشان که ” دوست داشتن” از “عشق”هم بالاتر است.
(دکترعلی شریعتی)

بغض،  بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست... اگر بشكند دیگر اعتراض نیست التماس است!

(دکترعلی شریعتی)




طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: دكتر شریعتی، سخنان، سری 1، سخنان فلسفی، اشعار دكتر علی شریعتی، نوشته های دكتر علی شریعتی، شریعتی، دكتر علی شریعتی، جملات عاشقانه دكتر علی شریعتی، جملات عاشقانه، نامه های عاشقانه، اشعار و نوشته های دكتر شریعتی، بغض، روانشناسی بغض، اعتراض نیست التماس، بزرگترین نوع اعتراض،
[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 03:22 ب.ظ ] [ صیاد ]

زن عشق می کارد و کینه درو می کند…دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر…
می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ….
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی …
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو … , او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی …
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی…. او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد …. , او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی …. او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر … , و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد… و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت، زمان جوانی بر باد رفته اش را
می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛ سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند…
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد…!
و این رنج است.
(دکتر علی شریعتی)




طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: شریعتی، حق زن، زن عشق می کارد، رنج، عاشق،
[ شنبه 6 فروردین 1390 ] [ 03:20 ب.ظ ] [ صیاد ]
اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: "وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود" و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: "من لا معاش له لا معاد له" کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.

میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میكشد ...

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست ...

فقر ، حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میكند ...

فقر ، چیزی را "نداشتن" است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست ...

فقر ، ذهن ها را مبتلا میكند ...

فقر ، اعجوبه ایست که بشكه های نفت در عربستان را تا ته سر میكشد ...

فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند ...

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ...

فقر ، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند ...

فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود ...

فقر ، همه جا سر میكشد ...

فقر ، شب را "بی غذا" سر كردن نیست ...

فقر ، روز را "بی اندیشه" سر كردن است



طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: شریعتی، فقر، دكتر، اندیشه،
[ یکشنبه 29 اسفند 1389 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ صیاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


با سلام
امیدوارم مطالب (كویر) مورد رضایت شما باشد
و با گذاشتن نظرات خود باعث بهتر شدن این وبلاگ شوید
سایر آدرس های این وبلاگ:



kavir4u.760.ir
kavir.760.ir

kavir4u.co1.ir
kavir.co1.ir


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
به این سایت امتیاز دهید