تبلیغات
کویر

کویر
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

تولد!! روزی که هیچگاه نفهمیدم برای چه باید خوشحال باشم!!!

پدر آن شب اگر
خوش خلوتی پیدا نمی کردی

تو ای مادر اگر شوخ چشمی ها نمی کردی

تو هم ای آتش شهوت شرر بر پا نمی کردی

کنون من هم به دنیا بی نشان بودم

پدر آن شب جنایت کرده ای شاید نمی دانی

به دنیایم هدایت کرده ای شاید نمی دانی

از این بابت خیانت کرده ای شاید نمی دانی


 دانلود دکلمه ی این شعر توسط داریوش



**********


من زاده ی شهوت شبی چركینم

در مذهب عشق ، كافری بی دینم

آثار شب زفاف كامی است پلید

خونی كه فسرده در دل خونینم

من اشك سكوت مرده در فریادم

دادی سر و پاشكسته ، در بی دادم

اینها همه هیچ ... ای خدای شب عشق

نام شب عشق را كه برد از یادم ؟




طبقه بندی: اشعار كارو،
برچسب ها: تولد، کارو، شعر، پدر، خوش خلوتی، شوخ چشمی، مادر، جنایت، هدایت، خیانت، شهوت، عشق، شب زفاف، كافر، دکلمه ی این شعر توسط داریوش، دکلمه ی تولد کارو، دکلمه ی تولد کارو داریوش اقبالی، داریوش اقبالی، دکلمه ی شعر کارو، دکلمه ی شعر کارو از داریوش،
[ پنجشنبه 4 فروردین 1390 ] [ 05:59 ب.ظ ] [ صیاد ]

بهای نان

شبی مست رفتم اندر ویرانه ای

ناگهان چشمم بیافتاد اندر خانه ای

نرم نرمک پیش رفتم در کنار پنجره

تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای

پیرمردی کور و فلج درگوشه ای

مادری مات و پریشان ، همچنان پروانه ای

پسرک ، از سوز سرما میزند دندان به هم

دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای

پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای

تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای!!!




طبقه بندی: اشعار كارو،
برچسب ها: بهای نان، شعری از كارو، مست، عفت،
[ چهارشنبه 3 فروردین 1390 ] [ 04:59 ب.ظ ] [ صیاد ]

الا ، ای رهگذر ! منگر ! چنین بیگانه بر گورم

چه می خواهی ؟ چه می جویی ، در این کاشانه ی عورم ؟

چه سان گویم ؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم ؟

از این خوابیدن در زیر سنگ و خاک و خون خوردن

نمی دانی ! چه می دانی ، که آخر چیست منظورم

تن من لاشه ی فقر است و من زندانی زورم

کجا می خواستم مردن !؟ حقیقت کرد مجبورم

چه شبها تا سحر عریان ، بسوز فقر لرزیدم

چه ساعتها که سرگردان ، به ساز مرگ رقصیدم

از این دوران آفت زا ، چه آفتها که من دیدم

سکوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان

هر آن باری که من از شاخسار زندگی چیدم

فتادم در شب ظلمت ، به قعر خاک ، پوسیدم

ز بسکه با لب محنت ،‌زمین فقر بوسیدم

کنون کز خاک غم پر گشته این صد پاره دامانم

چه می پرسی که چون مردم ؟ چه سان پاشیده شد جانم ؟

چرا بیهوده این افسانه های کهنه بر خوانم ؟

ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم

که خون دیده ، آبم کرد و خاک مرده ها ، نانم

همان دهری که بایستی بسندان کوفت دندانم

به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم : انسانم

ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی

وجودم حرف بیجایی شد اندر مکتب هستی

شکست و خرد شد ، افسانه شد ، روز به صد پستی

کنون ... ای رهگذر ! در قلب این سرمای سر گردان

به جای گریه : بر قبرم ، بکش با خون دل دستی

که تنها قسمتش زنجیر بود ، از عالم هستی

نه غمخواری ، نه دلداری ، نه کس بودم در این دنیا

در عمق سینه ی زحمت ، نفس بودم در این دنیا

همه بازیچه ی پول و هوس بودم در این دنیا

پر و پا بسته مرغی در قفس بودم در این دنیا

به شب های سکوت کاروان تیره بختیها

سرا پا نغمه ی عصیان ، جرس بودم در این دنیا

به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر ، با شادی

که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی




طبقه بندی: اشعار كارو،
برچسب ها: بر سنگ مزار، کارو، رهگذر، گور،
[ چهارشنبه 3 فروردین 1390 ] [ 04:36 ب.ظ ] [ صیاد ]

بد

زمینت بد زمانت بد

بد ایامت یا رب مردمانت بد

خداوندا

خدایا از چه خاموشی چرا از یاد این مردم فراموشی؟

چرا بردی تو از یادت زمینت را زمانت را پریشان مردمانت را؟

خدایا خوب میبینی زمین در التهاب آتش جنگ است.

بد آهنگ است هر آهنگی و فریادی

غم انگیزست هر پیکی و پیغامی

از آن خلوتگاه خلاقیت بیا بیرون تماشا کن.تماشا کن جهانت را

که آغازش بد و سرانجامش غم انگیزست.

چرا بردی تو از یادت زمینت را زمانت را پریشان مردمانت را




طبقه بندی: اشعار كارو،
برچسب ها: بد، کارو، شعر، خدایا، خلوتگاه خلاقیت،
[ چهارشنبه 3 فروردین 1390 ] [ 04:33 ب.ظ ] [ صیاد ]

باز باران بی ترانه ....

باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم ...
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست ....

نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست ...
نمی فهمم ....

کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ....
نمی دانم ...

نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست ...
نمی فهمم ....

یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران ، از برای نان ...

مادرم افتاد...
مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد
فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود...
نمی دانم...
کجــــای این لجـــــن زیباست....

بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست...
و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست...

و باران من و تو درد و غم دارد
خدا هم خوب می داند
که این عدل زمینی ، عدل کم دارد !!!




طبقه بندی: اشعار كارو،
برچسب ها: باز باران، کارو، بی ترانه، کودک، اشک یک بابا، عدل،
[ چهارشنبه 3 فروردین 1390 ] [ 04:21 ب.ظ ] [ صیاد ]
خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…



طبقه بندی: اشعار كارو،
برچسب ها: کارو، شعر، خدایا کفر نمی‌گویم، انسان، احساس، رنج، عرش، تکه نان،
[ چهارشنبه 3 فروردین 1390 ] [ 04:18 ب.ظ ] [ صیاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


با سلام
امیدوارم مطالب (كویر) مورد رضایت شما باشد
و با گذاشتن نظرات خود باعث بهتر شدن این وبلاگ شوید
سایر آدرس های این وبلاگ:



kavir4u.760.ir
kavir.760.ir

kavir4u.co1.ir
kavir.co1.ir


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
به این سایت امتیاز دهید