تبلیغات
کویر

کویر
 
قالب وبلاگ
نویسندگان




دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد



خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردها یش شده ایم





طبقه بندی: اشعار حسین پناهی،
برچسب ها: آبستن تمام دردها،
[ جمعه 13 بهمن 1391 ] [ 11:38 ق.ظ ] [ صیاد ]

بی گناه پای دار رفت و خندید! نمیدانست که بالای دار خواهد رفت!
چاقو دسته ی خود را برید و محبت، خار را گل نکرد!
همانگونه که دوری دوستی نیاورد و پول خوشبختی آورد...
 و سر بی گناه بالای دار رفت!
انگار دوره ی ضرب المثل ها به پایان رسیده است...
 "حسین پناهی"

 


 




طبقه بندی: اشعار حسین پناهی،
برچسب ها: دوره ی ضرب المثل ها، چاقو دسته ی خود را برید، دوره ی ضرب المثل ها به پایان رسیده است، بی گناه پای دار رفت و خندید، پول خوشبختی آورد، دوری دوستی نیاورد،
[ پنجشنبه 7 دی 1391 ] [ 11:14 ق.ظ ] [ صیاد ]
در روستای ما میگفتند پپسی حرام است و خوردنش گناه دارد...

به شهر که رسیدم اولین کاری که کردم یک پپسی خریدم و خوردم طعم لذیذ و شیرینی داشت

 از آن به بعد فهمیدم که گناه لذیذ و شیرین است.....

حسین پناهی



طبقه بندی: اشعار حسین پناهی،
برچسب ها: پپسی حرام است، حسین پناهی، گناه لذیذ و شیرین،
[ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 03:21 ب.ظ ] [ صیاد ]

ای دل دهاتی به کشک شور بساز که قند شهر دروغی بیش نیست .

 (زنده یاد حسین پناهی )



طبقه بندی: اشعار حسین پناهی،
برچسب ها: دروغی بیش نیست، به کشک شور بساز، ای دل دهاتی به کشک شور بساز، قند شهر دروغی بیش نیست، زنده یاد حسین پناهی،
[ شنبه 28 آبان 1390 ] [ 11:32 ق.ظ ] [ صیاد ]


ازآجیل سفره عید
چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛خورده شدند
آنها که لال مانده اند ؛می شکنند
دندانساز راست می گفت:
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !

------------------------------------------------

من تعجب می کنم
چطور روز روشن
دو ئیدروژن
با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند
وآب ازآب تکان نمی خورد!

--------------------------------------------------

بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد
شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه میگفت:
گوساله ، بتمرگ!




طبقه بندی: اشعار حسین پناهی،
برچسب ها: حسین پناهی، شعر،
[ یکشنبه 29 اسفند 1389 ] [ 07:25 ب.ظ ] [ صیاد ]


با اجازه محیط زیست

دریا، دریا دکل می‌کاریم

ماهی‌ها به جهنم!

کندوها پر از قیر شده‌اند

زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند

تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند

چه سعادتی!

داریوش به پارس می‌نازید

ما به پارس جنوبی!

---------------------------------------------------



رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه ر سید ه اند!!

--------------------------------------------------------

صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!!!




طبقه بندی: اشعار حسین پناهی،
برچسب ها: حسین پناهی، شعر، جالب،
[ یکشنبه 29 اسفند 1389 ] [ 07:23 ب.ظ ] [ صیاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


با سلام
امیدوارم مطالب (كویر) مورد رضایت شما باشد
و با گذاشتن نظرات خود باعث بهتر شدن این وبلاگ شوید
سایر آدرس های این وبلاگ:



kavir4u.760.ir
kavir.760.ir

kavir4u.co1.ir
kavir.co1.ir


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
به این سایت امتیاز دهید