تبلیغات
کویر

کویر
 
قالب وبلاگ
نویسندگان



ما مردم نژادپرستی نیستیم


فقط


از ملخ خورها بدمان می آید


سیاه زنگی ها


کوتوله ها


دماغ کجها


چشم بادامی ها


حتی از نژادپرستها هم متنفریم!!!





برچسب ها: ما مردم نژادپرستی نیستیم، از ملخ خورها بدمان می آید، چشم بادامی ها،
[ پنجشنبه 30 آبان 1392 ] [ 10:22 ق.ظ ] [ صیاد ]



سال هاست منتظر آمدن روزهای بهترم !



ولی نمی دانم چرا هنوز هم دیروزها بهترند . . .




طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: هنوز هم دیروزها بهترند، نمی دانم چرا هنوز هم دیروزها بهترند، سال هاست منتظر آمدن روزهای بهترم،
[ شنبه 25 آبان 1392 ] [ 02:33 ب.ظ ] [ صیاد ]

یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود
و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد .
سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند .
و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت .
قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد .
پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت

و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر

عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است .

زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام .

پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ،
 مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید !
مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد
و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید ،
 من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ،
با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .
وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند




طبقه بندی: داستانك،
برچسب ها: شرط بندی، مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا،
[ سه شنبه 21 آبان 1392 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ صیاد ]




حرف حقّی که به ضرر کسی نیست ، حق نیست...




"سخنرانی نقش انقلابی شیعه"


دکتر علی شریعتی



برچسب ها: حرف حق، سخنرانی نقش انقلابی شیعه، حرف حقّی که به ضرر کسی نیست،
[ جمعه 17 آبان 1392 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ صیاد ]



آموخته ام که وابسته نباید شد نه به هیچ کس، نه به هیچ رابطه اى



 و این لعنتى نشدنى ترین کارى بود که آموخته ام !



گریز دلپذیر آنا گاوالدا



طبقه بندی: کتاب،
برچسب ها: گریز دلپذیر آنا گاوالدا، آنا گاوالدا، گریز دلپذیر آخرین اثر آنا گاوالدا، برداشتی از کتاب گریز دلپذیر،
[ سه شنبه 14 آبان 1392 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ صیاد ]


تنها درختی که بین 70،000 درخت در سونامیِ ژاپن طاقت آورد.

امروزه از آن محافظت می شود و دوباره بازسازی شده است






طبقه بندی: مطالب جالب،
برچسب ها: مظهر مقاومت در سونامیِ ژاپن،
[ یکشنبه 12 آبان 1392 ] [ 11:22 ب.ظ ] [ صیاد ]

کودک افغان با صدای دلنشین کودکانه خود، از عشق به وطن و سختی‌های گذشته بر مردم افغانستان می‌خواند.

واقعا صدای فوق العاده ای داره.

دانلود و شنیدن این اهنگ رو به همه پیشنهاد میکنم.اسم این کودک افغان مجید می باشد.






چک چک باران بهار شیرین است ، در یاد دارم تو را ،

شد بیدار در دل، غم دیرینم ، از داغ لاله زار

چک چک باران بهار شیرین است ، در یاد دارم تو را ،

شد بیدار در دل، غم دیرینم ، از داغ لاله زار ،

بیدلم ، بیدلم، خنجر زدند بر سینه ام ، جدا کردند ما ر ا ،

میهنم، میهنم ، تقدیر من همین است ، چرا، چرا، آی چرا؟

چک چک باران بهار شیرین است ، در یاد دارم تو را ،

شد بیدار در دل، غم دیرینم ، از داغ لاله زار

چک چک باران بهار شیرین است ، در یاد دارم تو را ،

شد بیدار در دل، غم دیرینم ، از داغ لاله زار

بیدلم ، بیدلم، خنجر زدند بر سینه ام ، جدا کردند ما ر ا ،

میهنم، میهنم ، تقدیر من همین است ، چرا، چرا، آی چرا؟

چک چک باران بهار شیرین است ، در یاد دارم تو را ،

شد بیدار در دل، غم دیرینم ، از داغ لاله زار





برچسب ها: صدای جادویی پسربچه افغانی، چک چک باران بهار شیرین است، عشق به وطن و سختی‌های گذشته بر مردم افغانستان، تقدیرم آه همین است،
[ جمعه 10 آبان 1392 ] [ 11:45 ب.ظ ] [ صیاد ]


 با توجه با نزدیکی ماه محرم
امروز خواستم زندگی نامه ی امام حسین رو بخونم

بنابراین تو گوگل کلمه ی امام حسین رو سرچ کردم و از بین سایت های پیدا شده خواستم از سایت ویکی پدیا شروع کنم به خوندن

اما در کمال ناباوری با این صفحه روبرو شدم!!!





در جستجوی سایت لغت نامه دهخدا هم همین وضعیت مشاهده شد!!!



طبقه بندی: مطالب عمومی،
[ جمعه 10 آبان 1392 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ صیاد ]


بسیار در جستجوی خدا بودم

نشانی به نشانی

کتاب به کتاب

سطر به سطر

آیه به آیه

تا آخر خدا را اینگونه یافتم

خدا یعنی ...

راستی و درستی

نیکی و مهربانی

گذشت و بخشش

ایثار و انصاف

خدا یعنی ... به خود آ 



طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: خدا را اینگونه یافتم،
[ پنجشنبه 9 آبان 1392 ] [ 08:45 ب.ظ ] [ صیاد ]



یادتونه چه ذوقی می کردیم معلم می گفت برو از دفتر گچ بیار...


اصن لامصب انگار مشعل المپیک رو سپرده بودن بهمون !!!







طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: برو از دفتر گچ بیار، انگار مشعل المپیک رو سپرده بودن بهمون،
[ پنجشنبه 2 آبان 1392 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ صیاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


با سلام
امیدوارم مطالب (كویر) مورد رضایت شما باشد
و با گذاشتن نظرات خود باعث بهتر شدن این وبلاگ شوید
سایر آدرس های این وبلاگ:



kavir4u.760.ir
kavir.760.ir

kavir4u.co1.ir
kavir.co1.ir


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
به این سایت امتیاز دهید