تبلیغات
کویر

کویر
 
قالب وبلاگ
نویسندگان


یکی از راه‌های مبارزه با غرب‌زدگی، شناختن واقعی‌ غرب است:

 این‌ها که تظاهر به فرنگی‌مآبی می‌کنند، و شیفته و شیدای تمدن اروپایی‌اند،

آن را عالمانه و درست و از نزدیک نمی‌شناسند.

هم‌چنان که مرتجعین متعصب و کهنه‌پرست، که با غرب و تمدن و فرهنگ غرب یک پارچه،

 و به قول فرنگی‌ها به طور سیستماتیک، مخالف‌اند..."


دکتر علی شریعتی (مجموعه آثار ۵ / ما و اقبال / ص ۱۰۸)




طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: شناختن واقعی‌ غرب، دکتر علی شریعتی،
[ پنجشنبه 31 مرداد 1392 ] [ 11:17 ق.ظ ] [ صیاد ]





به جهنم که پیر می‌‌شوی دیوانه !!


چروکِ زیر چشمانت..


همانقدر زیباست..


که چینِ رویِ دامنت…





نیکی فیروزکوهی




طبقه بندی: متن ادبی زیبا، نیکی فیروزکوهی،
برچسب ها: به جهنم که پیر می‌‌شوی، نیکی فیروزکوهی، چروکِ زیر چشمانت زیباست،
[ سه شنبه 29 مرداد 1392 ] [ 01:27 ب.ظ ] [ صیاد ]


ﺍﺯ ﭘﯿﮑﺎﻥ ۵۷ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺴﺮ 5 ﺳﺎﻟﻪ

ﮐﻨﺎﺭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﺒﻘﺖ ﮔﺮﻓﺖ

ﻣﺎﺷﯿﻦِ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ

ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯿﺮﻩ ...



برچسب ها: ﻣﺎﺷﯿﻦِ ﺑﺎﺑﺎ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯿﺮﻩ، ﭘﯿﮑﺎﻥ ۵۷ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭘﺴﺮ 5 ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯿﺮﻩ،
[ یکشنبه 27 مرداد 1392 ] [ 10:38 ق.ظ ] [ صیاد ]

اگر رسالت شب را

سوسوی ستاره

و آبروی باغچه را

شمیم خوش یاس

حفظ نمی کرد،

من در این شبهای بی چراغ

به باور خویش زخم می زدم

و " امید " را

در تمام لغت نامه هایی که چاپ چندمشان

در کتابفروشی ها خاک می خورند،

بی مصرف ترین واژه می دانستم..


ماندانا پیرزاده




طبقه بندی: شعرهای دلنشین، ماندانا پیرزاده،
برچسب ها: ماندانا پیرزاده، امید بی مصرف ترین واژه، آبروی باغچه را شمیم خوش یاس حفظ نمی کرد،
[ شنبه 26 مرداد 1392 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ صیاد ]



پسره ۱۴ سالشه از ساعت ۱۲ شب تا ۷ صب با دوس دخترش تلفنی حرفای خاک بر سری میزنه...


مام پروژه ۴ ماه میذاشتیم تا شماره تلفن خونه طرفو پیدا کنیم

پروژه ی ۲ ماهه تا یه تلفن عمومی پیدا کنیم که تو دید آشنا نباشه...

۱ ماه طول میکشید تا اتفاقی خودش گوشیو برداره

آخرشم که بر میداشت تا میگفت "الو، بله بفرمایید؟!" زاااارت گوشیو میذاشتیم ۶۵۷ رنگ عوض می کردیم !!!





طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: خاطرات دهه شصتی ها، با دوست دخترش تلفنی حرفای خاک بر سری میزنه، شماره تلفن خونه طرفو پیدا کنیم، تلفن عمومی که تو دید آشنا نباشه،
[ جمعه 25 مرداد 1392 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ صیاد ]


نه منت دریا را می کشم

نه بی تابی ِ جنگل را می کنم

همه را برای تو می آورم...

اگر تو به ارتفاع چوبی این سقف قناعت کنی

یقین، دنیا را درون کلبه ای جای داده ام

بی آنکه هیچ جغرافیایی از حقیقت


به اندازه آغوش تو خبر داشته باشد


هومن شریفی



طبقه بندی: هومن شریفی،
برچسب ها: منت دریا، هومن شریفی، دلنوشته هومن شریفی، چرک نویس هومن شریفی، متن ادبی از هومن شریفی، متن ادبی هومن شریف، نوشته های هومن شریفی،
[ چهارشنبه 23 مرداد 1392 ] [ 02:30 ب.ظ ] [ صیاد ]



ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید:

اگه توی خونه باشیم دستگاه رو خاموش کنیم،

اگه توی سینما باشیم سالن رو ترک کنیم!

ما توی زندگیمون هیچ وقت کسانی که

زحمت های اصلی رو برای ما می کشن نمی بینیم،

(ما فقط دوست داریم کسانی رو ببینیم که برامون نقش بازی می کنن)



برچسب ها: زحمت های اصلی، برامون نقش بازی می کنن، وقتی فیلم به تیتراژ رسید،
[ دوشنبه 21 مرداد 1392 ] [ 03:11 ب.ظ ] [ صیاد ]





سیه بختی انسان از روزی شروع نشد که اشتباه کرد



از روزی شروع شد که پی به اشتباه خود برد


و به آن اعتراف نکرد !



نادر ابراهیمی



طبقه بندی: سخنان بزرگان،
برچسب ها: اعتراف، پی به اشتباه خود برد، سیه بختی انسان، نادر ابراهیمی،
[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 11:41 ق.ظ ] [ صیاد ]


فکر می کردم اگه دو نفر همیشه به هم راست بگن ، یعنی عین حقیقت رو بگن ، باید خیلی صمیمی باشن،


ولی الان می بینم که برای حفظ صمیمیت انگار مجبوری بعضی جاها دروغ هم بگی !





نام من سرخ


اورهان پاموک



برچسب ها: اورهان پاموک،
[ شنبه 19 مرداد 1392 ] [ 01:18 ب.ظ ] [ صیاد ]


یادش بخیر

آن روز های سر به هوا

گم میشدم لای خطوط عابر یک مدرسه کودکانه ....

تو سریندیپیتی را بغل میکردی...

و من پشت سر لوک خوش شانس آب میریختم....

همین بود تمام خاطرات من از جمعه های کودکی

کودکی که ایستاده یک گوشه

و چشم به تاراج اسباب بازی هایش زیر پاهای " قد کشیدن" دارد...

و از درد

دست آخرین عروسک به جا مانده در آغوشش را ... گاز میگیرد


هومن شریفی




طبقه بندی: هومن شریفی،
برچسب ها: آن روز های سر به هوا، هومن شریفی، آخرین عروسک به جا مانده در آغوشش، تمام خاطرات من از جمعه های کودکی،
[ یکشنبه 13 مرداد 1392 ] [ 01:21 ب.ظ ] [ صیاد ]


گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

سالها هست که از دیده ی من رفتی لیک

دلم از مهر تو آکنده هنوز

دفتر عمر مرا

دست ایام ورقها زده است

زیر بار غم عشق

قامتم خم شد و پشتم بشکست

در خیالم اما

همچنان روز نخست

تویی آن قامت بالنده هنوز

در قمار غم عشق

دل من بردی و با دست تهی

منم آن عاشق بازنده هنوز

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

گر که گورم بشکافند عیان می بینند

زیر خاکستر جسمم باقیست

آتشی سرکش و سوزنده هنوز




حمید مصدق



طبقه بندی: شعرهای دلنشین،
برچسب ها: گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت، حمید مصدق،
[ شنبه 12 مرداد 1392 ] [ 01:26 ب.ظ ] [ صیاد ]



بوی گنــد خیانت تمام شهر را گرفته...!


مردهای "چشم چــران" زن های "خـــائن"


پسرهای "شهــوت ران " دخترهای "پـــول پرست"
...

پس چه شد آدمیت ؟؟؟


چیدن یک سیــب و اینهمه تقــــاص؟!



طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: بوی گنــد خیانت، چیدن یک سیــب و اینهمه تقــــاص، بوی گنــد خیانت تمام شهر را گرفته،
[ پنجشنبه 10 مرداد 1392 ] [ 01:21 ب.ظ ] [ صیاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ


با سلام
امیدوارم مطالب (كویر) مورد رضایت شما باشد
و با گذاشتن نظرات خود باعث بهتر شدن این وبلاگ شوید
سایر آدرس های این وبلاگ:



kavir4u.760.ir
kavir.760.ir

kavir4u.co1.ir
kavir.co1.ir


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
به این سایت امتیاز دهید