تبلیغات
کویر

کویر
 
قالب وبلاگ
نویسندگان



آلفردو
: من دوستامو از روی قیافه انتخاب میکنم و دشمن هام رو از روی باهوش بودنشون!

تو خیلی زیرک تر از اونی هستی که بخوای دوست ِ من باشی!



Cinema Paradiso - 1988


Directed by Giuseppe Tornatore



برچسب ها: سینما پارادیزو، Cinema Paradiso، من دوستامو از روی قیافه انتخاب میکنم، دشمن هام رو از روی باهوش بودنشون،
[ دوشنبه 31 تیر 1392 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ صیاد ]




دیکتاتورها بلایای طبیعی نیستند،



آن‌ها با هم‌دستی خودِ مردم رشد می‌کنند و اتفاقا قربانیان خود را از میان همان مردم برمی‌گزینند.



مجله‌ی نافه، شماره‌ی اول / ماریو بارگاس یوسا



برچسب ها: ماریو بارگاس یوسا، دیکتاتورها بلایای طبیعی نیستند،
[ یکشنبه 30 تیر 1392 ] [ 02:14 ب.ظ ] [ صیاد ]



نوع بشر بیشتر تمایل دارد که آزارهایی که به او رسیده را به یاد داشته باشد تا مهرورزی ها را

از آن بوسه ها چه مانده؟ اما زخم ها...

آثار زخم ها را رها کن...

- برتلوت برشت -



طبقه بندی: سخنان بزرگان،
برچسب ها: از آن بوسه ها چه مانده؟، آثار زخم ها را رها کن،
[ شنبه 29 تیر 1392 ] [ 01:40 ب.ظ ] [ صیاد ]



آلفردو: من همیشه به بچه هام میگم توی انتخاب دوستاشون دقت کنند


توتو:ولی تو که بچه نداری !


آلفردو:خوب!وقتی داشته باشم بهشون میگم.



سینما پارادیزو

این فیلم رو حتما ببینید

هفتادو سومین فیلم برتر تاریخ سینما





طبقه بندی: فیلم ها و دیالوگ های ماندگار،
برچسب ها: هفتادو سومین فیلم برتر تاریخ سینما، سینما پارادیزو، این فیلم رو حتما ببینید، آلفردو،
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 11:55 ق.ظ ] [ صیاد ]



قربان !


چرا شما کمی قبل از شروع جنگ دستتان را به خاک آغشته می کنید ؟!




ماکسیموس : چون خاک سریعتر از خون , از دستها پاک میشه !



Gladiator (2000) - Ridley Scott






طبقه بندی: فیلم ها و دیالوگ های ماندگار،
برچسب ها: گلادیاتور،
[ پنجشنبه 27 تیر 1392 ] [ 11:10 ق.ظ ] [ صیاد ]


کسی که بهشت را بر زمین نیافته است


آن را در آسمان نیز نخواهد یافت


خانۀ خدا نزدیک ماست


و تنها اثاث آن، عشق است.



امیلی دیکنسون



برچسب ها: امیلی دیکنسون، بهشت را بر زمین نیافته، خانۀ خدا نزدیک ماست، تنها اثاث آن عشق است،
[ سه شنبه 25 تیر 1392 ] [ 11:31 ق.ظ ] [ صیاد ]
مامور آمار:

سلام مادر، از سازمان آمار مزاحم میشم.

شما چند نفرید ؟

مادر سرشو پایین میندازه و سکوت میکنه،

بعد میگه:

میشه خونه ما بمونه برای فردا ؟

چرا مادر ؟

آخه شاید فردا از پسرم خبری برسه . . .






طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: شاید فردا خبری برسه، میشه خونه ما بمونه برای فردا، شاید فردا از پسرم خبری برسه،
[ دوشنبه 24 تیر 1392 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ صیاد ]




پرندگانی که در قفس به دنیا آمده اند، فکر می کنند پرواز بیماری است . . .



نیچه




برچسب ها: قفس، پرندگانی که در قفس به دنیا آمده اند، پرواز بیماری است، نیچه،
[ شنبه 22 تیر 1392 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ صیاد ]



از حقیقت سردی یخ بسته استخوانم



و هر روز هزاران دختر کبریت فروش



در من می‌میرند...



طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: حقیقت سرد،
[ جمعه 21 تیر 1392 ] [ 01:25 ب.ظ ] [ صیاد ]


یكی از اساتید دانشگاه خاطره جالبی را كه مربوط به سالها پیش بود نقل می كرد:

چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم،
سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود كه یك كار گروهی برای دانشجویان تعیین شد
كه در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد...
دقیقا یادمه از دختر آمریكایی كه درست توی نیمكت بغلیم مینشست و اسمش كاترینا بود پرسیدم كه برای این كار گروهی تصمیمش چیه؟
.
.
.

گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنامه دست یكی از دانشجوها به اسم فیلیپ بود.
پرسیدم فیلیپ رو میشناسی؟
كاترینا گفت آره، همون پسری كه موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو میشینه !
گفتم نمیدونم كیو میگی؟!
گفت همون پسر خوش تیپ كه معمولا پیراهن و شلوار روشن شیكی تنش میكنه!
گفتم نمیدونم منظورت كیه؟!
گفت همون پسری كه كیف وكفشش همیشه ست هست باهم!
بازم نفهمیدم منظورش كی بود!؟!
اونجا بود كه كاترینا تن صداشو یكم پایین آورد و گفت فیلیپ دیگه، همون پسر مهربونی كه روی ویلچیر میشینه...
این بار دقیقا فهمیدم كیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فكر: آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه كه بتونه از ویژگی های منفی و نقص ها چشم پوشی كنه...
چقدر خوبه مثبت دیدن...
یك لحظه خودمو جای كاترینا گذاشتم ، اگر از من در مورد فیلیپ میپرسیدن و فیلیپو میشناختم، چی میگفتم؟!
حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه!!!
وقتی نگاه كاترینا رو با دید خودم مقایسه كردم خیلی خجالت كشیدم...



طبقه بندی: داستانك،
برچسب ها: نگاه، خاطره جالب، فیلیپ رو میشناسی،
[ سه شنبه 18 تیر 1392 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ صیاد ]


بچه بودیم ، هرکی بهمون فحش می داد


کف دستمونو نشونش می دادیم


می گفتیم آینه آینه !


حالا اگه جرات داری به بچه های امروزی فحش بده


یه چیزی جوابتو میده که باید معنیشو از بابات بپرسی



طبقه بندی: طنز،
برچسب ها: بچه بودیم، هرکی بهمون فحش میداد، باید معنیشو از بابات بپرسی، به بچه های امروزی فحش بده، کف دستمونو نشونش می دادیم،
[ دوشنبه 17 تیر 1392 ] [ 06:05 ب.ظ ] [ صیاد ]


آسیابان: هرچه داریم از پادشاه است


زن آسیابان: چه می گویی مرد؟ ما که چیزی نداریم!


آسیابان: آن هم از پادشاه است.



(بهرام بیضایی/مرگ یزدگرد)




برچسب ها: مرگ یزدگرد، بهرام بیضایی، هرچه داریم از پادشاه است،
[ شنبه 15 تیر 1392 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ صیاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ


با سلام
امیدوارم مطالب (كویر) مورد رضایت شما باشد
و با گذاشتن نظرات خود باعث بهتر شدن این وبلاگ شوید
سایر آدرس های این وبلاگ:



kavir4u.760.ir
kavir.760.ir

kavir4u.co1.ir
kavir.co1.ir


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
به این سایت امتیاز دهید