تبلیغات
کویر

کویر
 
قالب وبلاگ
نویسندگان


یک لحظـه گـوش کـن خـــدا


جـدی میگــم


نه شکوه است نه گلایه


در این دنــیا . . .


حــالِ خــیلی هـا اصـلا خـوب نیـست!


یـک دسـتی بـه زندگیـشان بکـش



طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: گـوش کـن خـــدا،
[ چهارشنبه 17 آبان 1391 ] [ 12:08 ب.ظ ] [ صیاد ]

روزی فراموش خواهیم کرد که چه صدمه ای دیده ایم ! . . .چقدر سختی کشیــــــده ایم ! . . .
 چقدر روزگار را در رنج و عذاب گذرانده ایم ! .. .چرا گریه کرده ایم و چه کسی باعث آن شده !!!؟ . . .
<< درنهایت آنچه مهم است نه فصل اول ؛ بلکه فصل آخر زندگیمان است که نشان می دهد مسیر را چگونه پیموده ایم >>



طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: روزی فراموش خواهیم کرد،
[ دوشنبه 15 آبان 1391 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ صیاد ]

وقتی که حرف ها تو مغز آدم جوش می زنن و تو دل آدم آتیش می ندازن ، همه گرم و گیران

 ولی همچین که از دهن بیرون ریخته شدن و گرمای خون ازشون گرفته شد و رفتن تو قالب کلمات

 همه سرد و یخ زده می شن ...!



غریبه ها و پسرک بومی / احمد محمود







طبقه بندی: کتاب،
[ یکشنبه 14 آبان 1391 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ صیاد ]


با فنجانی "قهوه" هم می توان "مست" شد...

اگر کسی که باید باشد، "باشد



طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: فنجانی قهوه، کسی که باید باشد،
[ شنبه 13 آبان 1391 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ صیاد ]
مادرم میگفت شنیدم پسر همسایه خیلی مومن است. نمازش ترک نمی شود.
 زیارت عاشورا می خواند. روزه میگرد. مسجد میرود ... خیلی پسر با خداییست ...
لحظه ای دلم گرفت ... در دل فریاد زدم باور کنید من هم ایمان دارم ...
نماز نمی خوانم ولی لبخند روی لبهای مادرم خدا را به یادم میاورد ... دست های پینه بسته پدرم را دستهای خدا میبینم ...
زیارت عاشورا نمی خوانم ولی گریه یتیمی در دلم عاشورا برپا میکند ...  
نه من روزه نمی گیرم ولی هر روز از آن دخترک فال فروش فالی را میخرم که هیچوقت نمیخوانم ...
مسجد من خانه مادربزرگ پیر و تنهایم است که با دیدن من کلی دلش شاد میشود ...
خدای من نگاه مهربان دوستی است که در غمها تنهایم نمیگذارد ...
برای من تولد هر نوزادی تولد خداست و هر بوسه عاشقانه ای تجلی او ...
مادرم ... خدای من و خدای پسر همسایه یکیست ... فقط من جور دیگری او را میشناسم و به او ایمان دارم ...
 خدای من دوست انسانهاست نه پادشاه آنها





طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: خدای من دوست انسانهاست، خدای من و خدای پسر همسایه یکیست، پسر همسایه خیلی مومن است، زیارت عاشورا،
[ جمعه 12 آبان 1391 ] [ 08:20 ب.ظ ] [ صیاد ]
درویشی کودکی داشت که از غایت محبّت، شبْ پهلوی خویش خوابانیدی.

شبی دید که آن کودک در بستر می نالد و سر بر بالین می مالد.


گفت: ای جان پدر چرا در خواب نمی روی؟


گفت: ای پدر! فردا روزِ پنج شنبه است و مرا متعلّما (درس های) یک هفته پیشِ استاد عرضه می باید

 که از بیم در خواب نمی روم مبادا که درمانم.


آن درویش صاحب حال بود.این سخن بشنید به فکر فرو رفت و.

چون با خود آمد گفت: واویلا، ؛ کودکی که درسِ یک هفته پیش معلّم عرض باید کرد

 شب در خواب نمی رود پس مرا که اعمالِ هفتاد ساله پیش عرشِ خدا در روز مظالم (قیامت) بر

خدایِ عالم الاَسرار عرض باید کرد حال چگونه باشد؟



برچسب ها: اعمالِ هفتاد ساله،
[ پنجشنبه 11 آبان 1391 ] [ 11:54 ق.ظ ] [ صیاد ]
گفـت: جبـران میکنـم!!

گفتـم: کـدام را؟؟


عمـر رفته را؟؟


روی شکستـه را؟؟


دل مـُرده امـا تپیـده را؟؟


حـالـا مـن هیـچ!! جـواب ایـن تـار مـوهـای سفیـد را میـدهـی؟؟

نگـاهی بـه سـرم کـرد و گفـت: چـه پیـر شـده ای!!!

گفتـم: جبـران میکنـی؟؟

گفـت: کـدام را!!!!؟؟؟



برچسب ها: جبـران میکنـم،
[ چهارشنبه 10 آبان 1391 ] [ 11:49 ق.ظ ] [ صیاد ]


به سراغ من اگر میایید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی‌ نازک تنهایی‌ من


برگزاری کنگره بین المللی سهراب سپهری با حضور افرادی انگشت شمار

خبرگزاری مهر: سومین کنگره «صدای پای آب» یادواره سهراب سپهری صبح روز شنبه ششم آبان در تالار فارابی دانشگاه هنر در حالی برگزار شد که تعداد حاضران در این کنگره «بین‌المللی» از شمار انگشتان دو دست هم فراتر نرفت.

 نصرت میلانی‌صدر، دبیر اجرایی این کنگره در سخنانی در این باره گفت: از بلایای فرهنگی ما هم این است که برنامه‌ریزی‌ها برای برنامه‌های فرهنگی ما تغییر می‌کند.

وی افزود: قرار بود کنگره صدای پای آب 27 مهر برگزار شود، اما به دلیل اینکه وزیر ارشاد برای حضور در آن ابراز تمایل کرد و خواست که زمان آن به وقت دیگری موکول شود، ما برنامه‌ریزی‌هایمان را تغییر دادیم و همه هزینه‌هایی که شده بود، همه از نو انجام شد و کنگره افتاد به 6 آبان .

دبیر اجرایی کنگره «صدای پای آب» اضافه کرد: امروز هم که روز کاری است و دانشگاه‌ها دایر است و همه سر کلاس هستند، امیدوارم حداقل روح سهراب سپهری از این برنامه راضی و خشنود باشد!

این اظهارات در حالی صورت می‌گیرد که به گفته مسئولان این کنگره، علیرغم تمکین آنان به درخواست وزیر ارشاد برای تغییر زمان کنگره، سیدمحمد حسینی امروز در این برنامه حضور نیافت.





قایقی خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب.دور خواهم شد از این خاک غریب

که در آن هیچ‌کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند...





طبقه بندی: سهراب سپهری،
برچسب ها: تاسف بارترین صحنه فرهنگی سال در ایران، کنگره بین المللی سهراب سپهری، قایقی خواهم ساخت، به سراغ من اگر میایید،
[ سه شنبه 9 آبان 1391 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ صیاد ]



دانلود شعرهای شهریار با صدای خود استاد




حیدر بابا (فایل صوتی)                                           






خان ننه (فایل صوتی)                                            





خان ننه (فایل ویدیو)                                               




یالان دنیا (فایل صوتی)                                            




یار قاصدی (فایل صوتی)                                          



طبقه بندی: ویدیو های جالب، (دانلود موسیقی)،
برچسب ها: سید محمدحسین بهجت تبریزی، حیدربابایه سلام، دانلود شعرخوانی استاد شهریار، دانلود اشعار شهریار، دانلود شعر خان ننه شهریار، دانلود یار قاصدی شهریار، دانلود یالان دنیا شهریار،
[ سه شنبه 9 آبان 1391 ] [ 02:35 ب.ظ ] [ صیاد ]
دروغـــگــو دشـمـن خـداسـت ، چـقـدر دشـمـن داری خـــدا

دوسـتات هـــم کـــه مـاییــم یه مـشــت عــاجــز و عــلــیــل و نـاقـــص الــعــقـل

کــه در حــقـشـون
دشــمــنــی کردی....!








طبقه بندی: فیلم ها و دیالوگ های ماندگار،
برچسب ها: دروغـــگــو دشـمـن خـداسـت،
[ دوشنبه 8 آبان 1391 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ صیاد ]
خواهر روحانی در کلاس مدرسه مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود.
او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت: به دختر یا پسری که بتواند
نام بزرگترین مردی را که در این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزه می دهم.

یک پسر خردسال ایتالیایی گفت: منظورتان میکل آنژ نیست؟

خواهر روحانی جواب داد: خیر، میکل آنژ یک هنرمند برجسته به حساب می آید، لکن بزرگترین مردی که دنیا به خود دیده نیست.

یک دختر خردسال یونانی گفت: آیا ارسطو بود؟

خواهر روحانی جواب داد: خیر، ارسطو یک متفکر بزرگ و پدر علم منطق بود

 اما بزرگترین مردی که در دنیا زندگی میکرده، محسوب نمی شود.

بالاخره یک پسر خردسال یهودی گفت: می دانم چه کسی است، او عیسی مسیح است.

خواهر روحانی جواب داد صحیح است و یک دلاری را به او داد.

خواهر روحانی که از جواب پسربچه یهودی قدری شگفت زده شده بود، در زنگ تفریح او را در زمین ورزش یافت و از او پرسید: آیا واقعا

اعتقاد داری که عیسی مسیح بزرگترین مردی است که دنیا به خود دیده ؟

پسربچه جواب داد: البته نه، هر کسی می داند که بزرگترین مرد موسی بود. اما معامله شوخی بردار نیست!



طبقه بندی: داستانك،
برچسب ها: معامله شوخی بردار نیست، نام بزرگترین مرد،
[ یکشنبه 7 آبان 1391 ] [ 11:23 ق.ظ ] [ صیاد ]
-حبیب: چرا نیومدی؟
مجید: امروز جمعه است ، تعطیلیه
-ولی امروز دوشنبه است
-تو اون تقویمی که آقام اون سال با دست خودش بهم داد امسال جمعه است
-اون تقویم باطله است
- برا من جمعه جمعه آقامه ، شنبه شنبه آقامه ، مرده و زندش هم فرقی نمیکنه ، تازه تقلید مرده واجب تره ، اینو آقا میگه بالا منبر...


سوته دلان

علی حاتمی

سوته دلان



طبقه بندی: فیلم ها و دیالوگ های ماندگار،
برچسب ها: سوته دلان، علی حاتمی،
[ شنبه 6 آبان 1391 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ صیاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


با سلام
امیدوارم مطالب (كویر) مورد رضایت شما باشد
و با گذاشتن نظرات خود باعث بهتر شدن این وبلاگ شوید
سایر آدرس های این وبلاگ:



kavir4u.760.ir
kavir.760.ir

kavir4u.co1.ir
kavir.co1.ir


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
به این سایت امتیاز دهید