تبلیغات
کویر

کویر
 
قالب وبلاگ
نویسندگان

اینایی که تو خیابون راه میرن و یهو با خودشون میخندن ...
اینا با خاطره هاشون زنده ان
دیوونه نیستن
فقط یکم خسته ان
بهشون نخندین...




طبقه بندی: مطالب عمومی،
برچسب ها: فقط یکم خسته،
[ شنبه 30 دی 1391 ] [ 10:33 ب.ظ ] [ صیاد ]

گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود

که می خواهم تا سقف آسمان پرواز کنم

رویش دراز بکشم آرام و آسوده

مثل ماهی حوضمان که چند روزیست روی آب است



طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: گاهی دلم از زندگی سیر می شود،
[ جمعه 29 دی 1391 ] [ 11:08 ق.ظ ] [ صیاد ]

چند وقتیست هر چه می گـــــردم

هیــــچ حرفــــی بهتـــر از سکوت پیدا نمی کنم ...

نگـــــاهم امـــا ...

گـــــاهی حـــرف مـــی زند گاهی فــــریاد می کشد...

و مــــن همیشه به دنبال کســـی می گردم

که بفهمــــد یک نگـــاه خستـــــه چه می خواهــــد بگوید




طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
[ پنجشنبه 28 دی 1391 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ صیاد ]


خانم باربارا والترز که از مجریان بسیار سرشناس تلویزیون های معتبر آمریکاست

 سالها پیش از شروع مبارزات آزادی طلبانه افغانستان داستانی مربوط به نقشهای جنسیتی در کابل تهیه کرد.

 در سفری که به افغانستان داشت متوجه شده بود که زنان همواره و بطور سنتی 5 قدم عقب تر از همسرانشان راه می روند.


خانم والترز اخیرا نیز سفری به کابل داشت ملاحظه کرد که هنوز هم زنان پشت سر همسران خود قدم بر می دارند و...


علی رغم کنار زدن رژیم طالبان، زنان شادمانه سنت قدیمی را پاس می دارند.


خانم والترز به یکی از این زنان نزدیک شده و می پرسد: چرا شما زنان اینقدر خوشحالید از اینکه سنت دیرین را که زمانی برای از میان

برداشتنش تلاش می کردید همچنان ادامه می دهید؟


این زن مستقیم به چشمان خانم والترز خیره شده و می گوید: بخاطر مین های زمینی!!



طبقه بندی: داستانك، طنز،
برچسب ها: طنز واقعی، باربارا والترز،
[ سه شنبه 26 دی 1391 ] [ 02:21 ب.ظ ] [ صیاد ]

دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی ،


اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.


عشق بیش‌تر از غریزه آب می‌خورد و هر‌چه از غریزه سرزند بی‌ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند


و‌ تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد


دکتر علی شریعتی / مجموعه آثار ۱۳هبوط در کویر / صفحه ۳۲۷

 




طبقه بندی: سخنان دكتر شریعتی،
برچسب ها: دوست داشتن از عشق برتر است،
[ دوشنبه 25 دی 1391 ] [ 10:44 ب.ظ ] [ صیاد ]


پدر خیال می کرد آدم وقتی در حجره خودش تنها باشد، تنهاست.


نمی دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد.




سمفونی مردگان / عباس معروفی

سمفونی مردگان



طبقه بندی: کتاب،
برچسب ها: سمفونی مردگان، سمفونی مردگان عباس معروفی، عباس معروفی، تنهایی را فقط در شلوغی می شود حس کرد،
[ شنبه 23 دی 1391 ] [ 08:08 ب.ظ ] [ صیاد ]
آبجی کوچیکه: زود یه آرزو کن،زود

آبجی بزرگه چشماشو بست و آرزو کرد

آبجی کوچیکه:چپ یاراست؟

آبجی بزرگه:ممم راست

آبجی کوچیکه:درسته،آرزوت برآورده میشه،هورا

... ... بعددستشو درازکرد و از زیرچشم چپ مژه

روبرداشت!

آبجی بزرگه: اینکه چشم چپ بود

آبجی کوچیکه چپ و راستُ مرور کردو گفت:خوب

اشکال نداره

دستشو دراز کرد و یه مژه دیگه از زیر چشم راست آبجی

برداشت

دیدی؟آرزوت میخواد برآورده شه،حالا چی آرزو کردی؟

آبجی بزرگه:آرزو کردم دیگه مژه هام نریزه

بعد سه تایی زدن زیرخنده
آبجی کوچیکه، آبجی بزرگه و پرستار بخش شیمی درمانی



طبقه بندی: داستانك،
برچسب ها: آرزو کن، آبجی کوچیکه، آبجی بزرگه، پرستار بخش شیمی درمانی،
[ جمعه 22 دی 1391 ] [ 04:54 ب.ظ ] [ صیاد ]

از کســـی که دلــش گرفتــــهــ...


نپـــرســـید چـــرا...!


آدمــها وقتــی دلیــلِ ناراحتیشـــــان را
نمـــی تواننـد بیـــان کنــند...

دلشـــان می گیـــرد..!!



طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: نپـــرســـید چـــرا،
[ پنجشنبه 21 دی 1391 ] [ 10:54 ب.ظ ] [ صیاد ]

می توان یک عمر زانو زد


با سری افکنده،در پای ضریحی سرد


می توان در گور مجهولی خدا را دید


می توان با سکه ای نا چیز ایمان یافت


می توان در حجره های مسجدی پوسید


چون زیارت نامه خوانی پیر


می توان با هر فشار هرزه ی دستی


بی سبب فریاد کرد و گفت:


«آه، من بسیار خوشبختم»



«فروغ فرخزاد»



طبقه بندی: فروغ فرخ زاد،
برچسب ها: فروغ فرخزاد، من بسیار خوشبختم،
[ چهارشنبه 20 دی 1391 ] [ 11:46 ق.ظ ] [ صیاد ]
تو مترو زن جوون و خوشگلی داشت لباس زیر می فروخت یکی از خانم های مسافر با بی احترامی اون و هل داد و بلند داد زد که :

زنیکه حالا تو این جا تنگی اومدی تو گوش ما داد می زنی لباس زیر 2 تومن ...

زنِ جوون جواب نداد ...........
اما مسافر ول کن نبود....!
یهو انگار که بغضش بترکه و از این حرفا خسته شده باشه
 گفت:"چیه؟دارم نونمو از راهِ حلال در میارم , خوبه برم تو خیابون و شوهر تو و بقیه رو از راه به در کنم تا خرجم درآد...

یه سکوتِ سنگین تو مترو ...بعد زن پیاده شد




طبقه بندی: داستانك،
برچسب ها: سکوتِ سنگین، نونمو از راهِ حلال در میارم،
[ سه شنبه 19 دی 1391 ] [ 01:24 ب.ظ ] [ صیاد ]

ما معتقدیم که  عصر ارتباطات  نام دروغینی بیش نیست .

سیاستمداران و مدیران و بزرگان بشریت هم به دروغ این عصر را  عصر ارتباطات می نامند

این عصر   عصر تنهایی و در خود فرو رفتن  است ! اینکه در جیب همه  از پیرمرد ِ ۸۰ ساله ی محله ی ما تا بچه های ۵ ساله  مهد کودکی یک تلفنِ همراه است ، دلیلی بر با هم بودنِ آدم ها نیست . هیچ کس یک ظهر دلگیرِ جمعه که دلت دارد از سینه در می آید و خفه شدی از بی هم صحبتی  زنگ نمی زند و نمی پرسد  حالت خوب است ؟  ، هیچ کس تو را به نوشیدنِ قهوه های بیمزه یا خوردن کیک های خوشمزه و  حرف زدن دعوت نمیکند! هیچ کس نمی گوید بیا با هم برویم جاده چالوس و کباب و ماهی قزل آلا بخوریم . هیچ کس تو را به پیاده روی یک عصر پاییزی دعوت نمی کند. هیچ کس حتی تنهایی اش را با تو سهیم نمی شود. وقتی زنگ می زنند با خودت شرط می بندی که حتما کاری از تو توقع دارد و بدتر از آن شرط می بندی برای پرسیدن حالت زنگ زده است یا کاری دارد و همیشه می بازی.  و تماشایی است تعجب دوستان و اقوام وقتی فقط بخاطر دیدنشان بهشان سر می زنی یا تماس می گیری . سهم ما از ارتباطات ،گسترش دردسرها و گرفتاریهایمان است .

عصر ارتباطات  فقط یک فریب است . ما وسایلِ ارتباطی را گسترش داده ایم که مادرها هر زمان دلشان خواست به فرزندانِ بخت برگشته زنگ بزنند که  کدوم گوری هستی ؟  و زن ها به شوهرهایشان زنگ بزنند ” کجایی؟ چرا دیر کردی؟ ” و شوهرها زنگ بزنند که ” به مامانم زنگ بزن حالش را بپرس ” و فرزندها به پدرهایشان بگویند سر راه برای من سی دی جدید بخر با چیپس فلفلی و ماستِ موسیر!

ما هی هر روز تنها تر شدیم . هر روز منزوی تر شدیم. هر روز مجازی تر شدیم. ما در دنیای مجازی غرق شدیم ! ما یادمان رفت به پدربزرگ و مادر بزرگ هایمان سر بزنیم ، چون هر بار که می خواهیم از خانه بیرون برویم ، چراغ اسم یک عالمه از دوستان مجازی ما روشن است و دلمان نمی آید بدون گپ زدن  با آنها برویم و وقتی  گپ  ما تمام میشود دیگر دیر شده و خسته شده ایم از بس با کیبورد حرف زده ایم!

 این گونه است که وب کم ها زیاد میشود و اسکایپ و اوووو !  همه گیر تر می شوند و اینگونه است که ما مجازا عاشق ِ ” ع ” می شویم و ” ع ” مجازا عاشق ” الف ”و ” واو” می شود و آنها مجازا عاشقِ دیگرانی که خود مجازا عاشقِ دیگران اند!

اینگونه است که ما دلمان نمی خواهد از پشت ِ صفحه بلند شویم مبادا ” ع ” بیاید و برود و ما نبینیمش! اینگونه است که هی آدم ها تنها تر میشوند. اینگونه است که ما خواهرمان را دو هفته است ندیده ایم و حرف نزده ایم و فقط سه باری مجازا گپ زده ایم.

اینگونه است که نیمه شب می فهمیم پدرمان یک سفر ِ ده روزه  در پیش دارد و ما نمی دانستیم ، ولی می دانیم که دخترِ فلان دوست ندیده ، دیروز عروسکی خریده است که وقتی دلش را فشار دهی ” آی لاو یو ” میگوید! و پسر ِ فلان بلاگر تازگی ها نقاشی میکند و عکس نقاشی اش را هم دیده ایم ، اما سه هفته است که برادرمان را ندیده ایم !

اینگونه است که دیگر همسایه از همسایه خبر ندارد . کبری خانم دارد از فلان سایتِ خانه داری دستورِ تهیه دسری که هفته پیش در “بفرمایید شام” خیلی مورد استقبال واقع شد را می خواند  و اصغر آقا دارد برای سفر به کرمان بجای علی آقا همسایه کرمانی مان  از سفرتور دات کام مشورت می گیرد!

اینگونه است که مردها درمحل کارشان با زنانِ خانه دار بیکاری که از تنهایی مینالند چت می کنند و آنها را دلداری می دهند و می گویند زندگی همین است دیگر ! در حالی که  زن هایشان در خانه از بی توجهی همسر می نالند و دلداری داده می شوند.

 

 




طبقه بندی: *ارسالی دوستان *،
برچسب ها: عصر ارتباطات، عصر ارتباطات نام دروغینی بیش نیست،
[ دوشنبه 18 دی 1391 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ صیاد ]






طبقه بندی: متن ادبی زیبا،
برچسب ها: دروغ های شاخدار،
[ یکشنبه 17 دی 1391 ] [ 11:18 ق.ظ ] [ صیاد ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


با سلام
امیدوارم مطالب (كویر) مورد رضایت شما باشد
و با گذاشتن نظرات خود باعث بهتر شدن این وبلاگ شوید
سایر آدرس های این وبلاگ:



kavir4u.760.ir
kavir.760.ir

kavir4u.co1.ir
kavir.co1.ir


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
Online User
به این سایت امتیاز دهید