|
كــــویــــر...كــــویــــر...كــــویــــر روزگاریست که شیطان فریاد می زند آدم پیدا کنید سجده خواهم کرد!!
| ||
|
من از نگاه ماهی در تنگنای تنگ بی تاب میشوم وز شرم این ستم که بر این تشنه می رود انگار پیش دیده ی او آب می شوم... فریدون مشیری طبقه بندی: شعرهای دلنشین، خرد تا به زنان می رسد نامش مکر می شود و مکر تا به مردان می رسد نام عقل می گیرد! درخواست توجه به زنان می رسد نامش حسادت می شود و حسادت تا به مردان می رسد می شود غیرت! بهرام بیضایی طبقه بندی: زن، برچسب ها: بهرام بیضایی، خرد تا به زنان می رسد، تعدادی موش آزمایشگاهی رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتن تا ببینن چند ساعت دوام میارن، حداکثر زمانی رو که تونستن دوام بیارن 17 دقیقه بود. سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر 17 دقیقه می تونن زنده بمونن به همون استخر انداختن، اما این بار قبل از 17 دقیقه نجاتشون دادن. بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه کردن دوباره اونها رو به استخر انداختن. حدس بزنید چقدر دوام آوردن؟ 26 ساعت !!!!!!!!!!!! پس از بررسی به این نتیجه رسیدن که علت زنده بودن موش ها این بوده که اونها امیدوار بودن تا دستی باز هم اونها رو نجات بده و تونستن این همه دوام بیارن. ![]() طبقه بندی: داستانك، برچسب ها: امید قوه محرک زندگی، ساموئل اسمایلزو، امیدوار بودن تا دستی باز هم اونها رو نجات بده، پناه بیاور تمام بی تابی ات را ... به قول هایی که با نگاه ، روانه ات می کنم دنیا در نگرانی های تو دست می برد / و من در بازوان تو ... میبینی ؟ تا خوشبختی ات را به روی تقدیر نیاوری برای فتح خنده هایت دست به کار ِ هیچ حادثه ای نمی شود هومن شریفی طبقه بندی: هومن شریفی، برچسب ها: فتح خنده، هومن شریفی، پناه بیاور تمام بی تابی ات را، کودک شیشه پاک کن میان ماشینها می چرخید با دستمالی چرک به بهانهی پاک کردن شیشهها اما هیچ کس او را نمی دید ... هیچ کس سکهای به کاسهاش نمیانداخت ... یک روز اتوبوس بیحواسی جانش را گرفت و خیابان به ناگهان کفاره باران شد از اسکناسهای بیحاصل... ![]() طبقه بندی: متن ادبی زیبا، برچسب ها: اسکناسهای بیحاصل، کودک شیشه پاک کن، اتوبوس بیحواسی جانش را گرفت، در تختخوابم دراز کشیده ام و روحم دارد روی خورده شیشه ها راه میرود... این یاس ِ فلسفی را مدیون اجتماعم هستم .. به تختخوابم پناه میبرم .... که خواب تو ... از دنیای من دیدنی تر است... از گریه چه پنهان این روز ها ... تنهایی ... تنهایم نمیگذارد هومن شریفی طبقه بندی: هومن شریفی، برچسب ها: تنهایی ...تنهایم نمی گذارد، از دنیای من دیدنی تر است، لعنت به زندگی .....به لکنت ......... به اتهام به تویی که از انتهای قصه خبر داری ........ به منی که از خودش / هزار انتقام نگرفته طلب دارد ........... بیا دروغ بگوییم ... راست گفتن تنی می خواهد که جان ِ هزار ضربه ی کاری را داشته باشد ....... من و تو مــــــــــــــرد ِ نا گفته های هم نیستیم... طبقه بندی: هومن شریفی، برچسب ها: مــــــــــــــرد ِ نا گفته های هم نیستیم، از انتهای قصه خبر داری، راست گفتن تنی می خواهد که جان ِ هزار ضربه ی کاری را داشته باشد، مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت . زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و آنها را وزن کرد . اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او عصبانى شد و به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن را به عنوان وزنه قرار مى دادیم . ![]() طبقه بندی: داستانك، برچسب ها: یک کیلو شکر از شما خریدیم، به سلامتی خاطرات که خیلی عجیبند ... گاهی اوقات می خندیم به روزهایی که گریه می کردیم ... گاهی گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم... طبقه بندی: متن ادبی زیبا، برچسب ها: به سلامتی خاطرات، به سلامتی خاطرات که خیلی عجیبند، می خندیم به روزهایی که گریه می کردیم، گریه می کنیم به یاد روزهایی که می خندیدیم، زن عشق می کارد و کینه درو می کند میم مثل مادر... روز زن مبارک برچسب ها: میم مثل مادر، روز زن مبارک، زن عشق می کارد و کینه درو می کند، |
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||